امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

خدایا شکرت

1394/6/11 12:57
نویسنده : ترنم
765 بازدید
اشتراک گذاری

خدا یا خیلی شکرت

 

میام با یه پست مفصل

سلام سلام صد تا سلام اومدم که پست رو تکمیل کنم  برای جشن تولد امیر مهدی جونم نفسم ماجرا داشتیم عرض شود که:

آخرای ماه رمضون بود و داشتیم به 2 مرداد (روز تولد نفس مامان) نزدیک میشدیم چه ذوق و شوقی داشتم چه برنامه هایی که تو سرم نبود  چقدر برنامه ریزی کرده بودم ولی خوب نشد کاریش هم نمیشد کرد تو ذوقی خوردم بد جوری نشد برا پسرم تولد بگیرم با خودم گفتم عیبی نداره یه چند روز اونور تر که ایرادی نداره چند روزی با تاخیر میگیرم ولی بازم نشد شاید خواست خدا بود هی برنامه میچیدم هی خراب میشد قرار بود تم جوجه طلایی رو برا تولد پسرم انتخاب کنیم به خاله طیبه همه سفارشات رو داده بودم که کمکم کنه و به مامان علی( خاله مرضیه) هم گفته بودم خبرش میکنم که کی تم رو برام درست کنه ولی خوب قسمت نبود فقط تونستم پسری رو ببرم آتلیه و ازش عکس بگیرم  اتفاقای زیادی افتاد

بعضیی  از اتفاقا رو فقط میگم و بعضی هم اینجا جاش نیست همون روزی که رفتیم برا روز جشن واسه گل پسری لباس بگیریم باد تندی بود همین که وارد مغازه شدیم تابلویی که مربوط میشد به مطب یه دکتر پشت سرمون افتاد زمین و با یه پژو برخورد کرد و بیچاره ماشینش داخون شد من اون لحظه فقط خدا روشکر میکردم که خوب شد ما وارد مغازه شدیم وگرنه خدا میدونست چه بلایی سرمون میومد

 یه روز که خونه بودیم و گل پسری تو آشپزخونه پیشم بود من خسته شدم خواستم برم رو مبل بشینم که یه دفعه کف پام سوخت پامو که ور داشتم دیدم یه ذغال در حال سوختن رو فرشه وقتی نگاه کردم دیدم چند تا دیگه هم هست و فرش من داشت همینجورئ میسخوت مبل رو که نگاه کردم دیدم مبل هم داره میسوزه تنها کاری که تونستم بکنم این بود که پسری رو بزارم تو اتاق که نیاد طرف ذغالها بابایی هم خونه نبود و فقط تونستم با یه قاشق و کاسه ذغال ها رو که داشتن فرش و مبل بیچاره منو میسوزوندن رو جمع کنم که البته کار از کار گذشته بود و فرش داغون شد این ذغالها هم از تراس همسایه بالایی که برای غلیون آماده میکرده ( ولی خودش میگفت برای اسپند بودهدروغگو) افتاده بود تو خونه ما  البته میخواست واسم فرش و میل بگیره ولی من به شکرانه اینکه پسرم چهار دست و پا نرفته رو ذغالها و خدایی نکرده چیزی سرش بیاد از اون آقا گذشت کردم یکی دیگه از اتفاقای بد این بود که آب داغ ریخت روی پای خاله اعظم و بیچاره خیلی عمقی پاش سوخت و تا یک ماه هر روز باید میرفت دکتر که پانسمان کنن واسش

یکی دیگه از اتفاقای خیلی بد این بود که پسرم یبوست شدید گرفت و نزدیک بود بخاطرش بواسر هم در بیاره که البته خدا روشکر با داروایی که دکتر کرد جمشیدی بهمون داد حالا پسرم خیلی بهتره خلاصه  کنم اتفاقای جور واجور  زیاد بود و نمیشه همه رو بگم فقط خواست خدا این بود من نتونم سر وقت برای پسرم جشن بگیرم 

تا اینکه پسرم دندون در آورد با خودم گفتم خوب یه جشن دندونی واسه پسرم میگیریم  ولی بازم نشد جشن بگیرم خیلی ناراحت شدم داشت اشکم در میومد هی خواستم واسش آش بپزم هی نشد منم کلا دیگه منصرف شدم تقریبا شهریور دیگه همه مشکلا و اتفافا تموم شد چهارشنبه 11 شهریور حقوق دو ماه رو با هم بهم دادن پولی خوبی دستم اومد پیش خودم گفتم خوب فردا یه آش دندونی برا پسرم درست میکنم به مامان بابایی گفتم اونم گفت وسایل رو بیار خودم درست میکنم بعداز ظهر چهارشنبه با بابایی رفتیم وسایل اش رو بیاریم یه هویی تصمیم گرفتیم فرداش که آش درست میکنیم جشن دندونی هم بگیریم و کارهای یه هویی چی از آب در میان تند تند رفتیم کیک سفارش بدیم هر قنادی که رفتیم گفتن برا فردا نمیتونیم آماده کنیم مگه اینکه کیک آماده ببرین تصمیم گرفتیم خودمون کیک بپزیم وسیله ها رو گرفتیم   همه رو که خرید کردیم بابایی تصمیم گرفت ناهار بده  خیلی تند تند کارامون رو ردیف کردیم زحمت تزئینات رو هم انداختیم پای خاله طیبه و کیک رو هم جواد تزئین کرد  که عکساشو میذارم  و خدا رو هزار مرتبه شکر یه جشن که من راضی بودم برا پسرم گرفتیم

عکسای آتلیه دقیقا روز چهارشنبه آماده شد

فرشته قشنگم بغل

 

ناهار عجله ای که خونواده بابایی و دایی و بابابزرگ بابایی رو دعوت کردیم

آش دندونی پسرم که زحمتش رو مامان بابایی کشید

تزئیناتی که خاله طیبه انجام داد

کیک جشن دندونی که من راضی بودم تزئینش رو عمو جواد انجام داد

اینم پسر گل من  که اون روز خیلی گریه کرد و نق زد

کوچکترین مهمون ما عماد رضا که دوقولوی آیسا میشه  و آیسا پیش مامان جا موند

عسل خانم آبجی دوقولوها که خاله طیبه رو صورتشون نقاشی کشیده

محمد رضا بازم خاله طیبه رو صورتش نقاشی کشیده

گل پسر اخموی من

بازم دست خاله طیبه درد نکنه

و اما روز مهمونی بعد اینکه همه مهمونا رفتن پسرم تونست اولین گامهاشو برداره البته پسری قبلش فقط در حد سه قدم میتونست بزاره ولی حالا  خیلی بیشتر راه میره هورا تشویقتشویقتشویقتشویق

کادوهایی که برا پسرم جمع شد صدرا پسر خاله یه ماشین آتش نشونی آورده بود بعدا عکساشون میزارم

خاله بابایی و مامانم وخاله طیبه وخاله لیلی و زن دایی شیما و  دایی بابایی و خاله زهره کادواشون نقدی بود خاله اعظم یه ماشین آتش نشونی عمه زهرا یه ماشین لوکس و مامان بابایی یه ساز و زن دایی زهره هم یه دست لباس و  من و بابایی یه دست لباس و یه ماشین برات گرفتیم

اینم  ماشین کادوی من و بابایی

و اما دیشب زمین خوردی و متاسفانه  لبت ورم کرد

از کارای گل پسرم بگم که همه رو نوشتم و میام این پست رو تکمیل میکنم

و اما کارایی که پسرم  انجام میده

پسرم عاشق پریز برقه و دوست داره مدام دکمه برق رو خاموش و روشن کنه

عاشق جارو هر نوعی که باشه میخواد جارو برقی باشه یا نبتن یا جارو دستی  تمیز کردن رو دوست داره گاهی هم دستمال دستش میگیره و  برام دستکال میکشه (تو تمیز کردن خونه بهم کمک میکنه(امیدوارم ادامه داشته باشهخندونک))

وقتی کار بدی انجام میده و بهش میگم این کارو نکن دیگه اون کارو انجام نمیده و با نگاه مظلومانه ای بهم نگاه میکنه که یعنی اجازه بده این کارو بکنم

شعر تاب تاب عباسی رو میخونه با ریتم خودش البته نا مفهوم

تو ماشین که میشینیم دستمو میگیره میکشه سمت ضبط ماشین اگه روش کنم که هیچی اگه نه خودش آواز میخونه معلوم هم نیست چی میگه ولی ریتم آواز خوندنش خیلی قشنگه

وقتی میگم بوس بفرس واسم بوس میفرسته وقتی هم میگم یه بوس بده لپاشو میاره جلو وقتی هم میگم بوسم کن لباشو جمع میکنه و بوس میکنهبوس

موقع غذا خوردن میگه به به

صبح که پا میشه دستشو بلند میکنه و میگه سا یعنی سلام

عاشق شونه و برس

کنترل رو به تلوزیون میگیره یعنی من دارم کانال عوض میکنم

عاشق تیزر تبلیغاتی لوسی  تیزر برنامه کودک شبکه پویاست روزی هزار بار  از رو گشی من نگاه میکنه

عاشق گوشی و تب لت و لب تاب و هر چیز دیجیتالی

گوشی رو دستش میگره و الکی حرف میزنه معلوم نیست چی میگه فقط کلمه الو و سا (سلام) معلومه

در شیشه شیر و شیر خشکش رو مینده اگه باز باشن

وقتی میگم چشمات کو با دست به چشماش اشاره میکنه میگم پاهات کو میزنه رو پا و میگه اتل اتل

واسه عروسکش لالایی میخونه و پستونک رو میذازه دهن عروسکش

در گاز رو باز میکنه و میشینه رو در گاز اینم یه نوع سرگرمی برا پسری سوال عوضش اصلا اسباب بازیاشو دوست نداره مگه اینکه کسی با اسباب بازیش بازی کنه

بریم سر وقت عکس

اوایل اه رفتن پسری

بعضی از شیطنت های پسری

اینجا میخواست بره رو مبل و گوشی رو از شارژ در بیاره

اینجا در حال دالی بازی کردن

اینجا رفتیم خوران ایوان خیلی جای خوبی بود حیف پسری خیلی اذیت کرد همش میخواست تو آب باشه و نق میزد منو از آب در نیارین آب هم که آب یخ بود

بالاخره خسته شد و خوابش برد

 

بیخودی نیست میگم خونمون بام ایلام ببینین موقع باران اون قسمتهایی که مثل دود اومده پایین فقط اون قسمت داشت بارون میومد بقیه جا بارون نبود و فقط ابر بود

اینجام به مناسبت سالگرد ازدواجمون کیک پختم قیافه نداشت ولی خیلی خوشمزه بودآرام

 

پسندها (5)

نظرات (14)

همراه رایانه
11 شهریور 94 19:35
همراه رایانه همراه رایانه یک مرکز پاسخگویی تلفنی (شبانه روزی) به مشکلات رایانه ای و موبایل می باشد. تماس از سراسر کشور با تلفن ثابت : 9099070345 اطلاعات بیشتر: http://www.poshtyban.ir
مدیر سایت نی نی عکس
14 شهریور 94 14:02
سلام خوشحال میشیم عکس کوچولوتونو برامون بفرستید تا ان شالله برنده این هفته ما ایشون باشه در ضمن برای مامانای خوب و نویسنده کشورمون یه مسابقه داریم به اسم مادران با تجربه که تجربیات مادریتونو برامون ارسال کنید و جایزه بگیرید . اطلاعات بیشتر در لینک زیر http://www.niniaxs.ir/index.php/batajrobe ارسال عکس از طریق این لینک و یا تلگرام شماره 09109094005 http://www.niniaxs.ir/index.php/upload اگر هم دوست دارید تو گروه تلگرام نی نی عکس عضو بشید عدد 1 رو به شماره 09109094005 بفرستید. ممنون
مینا
14 شهریور 94 21:46
ای جووووووونممممممم دوباره مرواریدت مبارک عزیزدله خاله. ایشالا ک همه ی دندونات ب راحتی در بیان امیرمهدی نازم. عزیزم همه چی عالی بود دست گلت دردنکنه و خسته نباشی. راستی خدارو هزار بار ششکر همه ی بلاها از سرتو گذشته
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم ایشاله دعا کن پسرم برا دندوناش اذیت نشه بازم ممنون آره واقعا خدا رو شکر بخیر گذشت
مامان آینده
16 شهریور 94 11:08
امیر مهدی جووووون تولدت مبارک. عکسای زیبایی شدن
ترنم
پاسخ
ممنونم
مامان آینده
16 شهریور 94 11:18
مامانی با خوندن هر اتفاق مو به تنم سیخ شد مخصوصأ اون ذغالا... خدا رو هزار زهار بار شکر که اتفاقی براتون نیفتاد و گل پسری سلامته. جشن نشه چی میشه. ان شاالله خاله جونشم زود خوب میشه. راستی مامانی مهمون وب جوجوی منم باش. اینم آدرسش www.kurosh93.niniweblog.com
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم وای وقتی اون ذغالا رو رو فرشم دیدم نمیدونی چه حالی شدم البته الان دیگه برام مهم نیست آخه شوهری قول داده جای فرش واسم یه فرش قیطران بگیره ای به چشم حتما
خاله مژگان
17 شهریور 94 13:41
ممنون از حضورتون تو وب گل پسملیمون
ترنم
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم
آیداکوچولو
19 شهریور 94 17:14
سلام امیر مهدی کوچولو جشن دندونی وتولدت مبارک باشه عکسای آتلیت خیلی خیلی قشنگ شدن مبارکت باشه وخوشحالم که برای خودت هیچ اتفاق بدی نیفتاده امیدوارم همیشه ازبلا دورباشی وامیدوارم خاله جونت هم زود زودی خوب خوب بشه اولین قدم هات هم مبارک امیدوارم همیشه استوار ومحکم راه بری هدیه های تولدت خصوصا ماشین قشنگت هم خیلی مبارکت باشه
ترنم
پاسخ
سام آیدا جان متشکرم ممنونم خوشبختانه بخیر گذشت ممنونم خدا رو شکر خاله خیلی بهتر شده ممنونم سلامت باشی امیدوار همه بچه ها همیشه استوار و محکم راه برن ممنونم
میم مثل مادر
20 شهریور 94 19:49
سلام خدا را شکر اتفاق بدی برای شما و پسری پیش نیومد.راستی راستی اتفاقات بدی بوده که میتونست واقعا نتیجه بدی هم داشته باشه.خدا را صدهزار مرتبه شکر که از سرتون رد شده.جشن دندونی هم مبارک.ایشاءا... تولد دوسالگی عالی براش میگیری.راه افتادنش هم مبارک.چه عکسهای اتلیه ای قشنگی.
ترنم
پاسخ
سلام اره واقعا خدا رو شکر هر لحظه و هر ثانیه . ممنونم بله واقعا همینطور هست که شما میگین بازم خدا رو شکر اگه خدا بخواد حتما دو سالگیش رو جبران میکنم ممنونم . چشماتون قشنگ میبینه
گیلدا
20 شهریور 94 22:28
خدا رو هزار بار شکر که اتفاقی براتون نیفتاده و سالمید مواظب گل پسری قشنگمونم باشید
ترنم
پاسخ
ممنونم عزیزم چشم حتما
همراه رایانه
24 شهریور 94 8:44
همراه رایانه مرکز رفع مشکلات کامپیوتری پاسخگویی شبانه روزی به مشکلات رایانه,اینترنت و موبایل دارای کارشناسان مجرب شماره تماس با تلفن ثابت سراسر کشور : 9099070345 ادرس سایت : www.poshtyban.ir
گوشی کودک
24 شهریور 94 8:50
امیر علی جون مبارکت باشه. چه مامان بابای باسلیقه ای داری. ماشالله خدا نگهتون داره تندرست و دلشاد. اگه گوشی بچگانه به قیمت ارزون با تخفیف خواستید به این لینک سر بزنید در خدمت هستیم. امیر علی خوشش میاد مطمئن هستم http://venizi.ir/kit9321_19070_%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%8A-%D9%83%D9%88%D8%AF%D9%83-Touch-Me.html سلام متشکرم ولی پسرم من امیر مهدی
مامان شهناز
24 شهریور 94 15:28
سلان ترنم جوون اوووووووووه چقد عکس خوشگل... همه چیز مبارک خیییلی مبارک. تولد امیر مهدی جون. اش دندونیش و عکسای الیتش همهگی خییییلی خوشگلن مبارکش باشه. ماشینشم مبارک
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم خیلی ممنونم
♥ مامان معصومه ♥
3 مهر 94 18:09
سلام تررنم جون ماااااشالله به امیر مهدی خیلی ناز شده تو عکساش خدا حفظش تولد و جشن دندونیش هم مبارررررک بووس
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم نظر لطفته
شقایق
17 اسفند 94 17:52
لینک شدی عزیز
ترنم
پاسخ
ممنونم